چرا وقتی حالمان خوب نیست، مغزمان کندتر کار میکند؟

حتماً توجه کردهاید که سرعت کار کردن مغزمان، ممکن است هر روز متفاوت از روز قبل باشد. گاهی حتی در یک روز و در فاصله چند ساعت، احساس میکنیم که با سرعت کمتری کارهایمان را انجام میدهیم، کندتر حرف میزنیم، زمان زیادی را صرف تصمیمگیری میکنیم، خیلی دیر واکنش نشان میدهیم و مدام حس میکنیم که از همه چیز عقب افتادهایم. در این موقعیتها فکر کردن و پاسخ دادن، مانند راه رفتن در باتلاق است، همراه با زحمت زیاد، اما پیشرفت کم و کند. اما چرا این اتفاقات برای مغزمان میافتد؟
سرعت پردازش چیست؟
سرعت پردازش، میزان سرعتی است که مغز ما میتواند اطلاعات را دریافت کند، آنها را تحلیل و تفسیر کند و سپس به شکل مناسبی به آنها پاسخ داده یا از آنها استفاده کند. اینکه چقدر سریع فکر میکنیم، به سؤالها و گفتوگوها پاسخ میدهیم و در مورد مسائل روزمره تصمیم میگیریم، همه میتوانند بخشی از سرعت پردازش باشند. اما باید در نظر بگیریم که این قابلیت ثابت و پایدار نیست و میتواند حتی به فاصله چند ساعت تغییر کند.
احساسات ما این سرعت را کم و زیاد میکنند
نکته مهم در اینجا، احساسات ما است. اینکه چه احساس و هیجانی را تجربه میکنیم، ارتباط محکمی با چطور کار کردن مغزمان دارد. دانشمندان به تازگی پژوهش جالبی درباره تأثیر احساسات برکند شدن مغز انجام دادهاند. آنها ابتدا از شرکتکنندگان پژوهش (که 924 نفر بودند!) درخواست کردند که یک اپلیکیشن را روی موبایل خود نصب کنند. این اپلیکیشن توسط پژوهشگران طراحی شده بود و روزی 2 یا 3 باز از شرکتکنندگان سوالهایی درباره خلقوخویشان میپرسید. مثلاً اینکه احساس خستگی میکنی؟ الآن چقدر مضطربی؟ و ...
وقتی شرکتکنندگان به این سؤالات ساده پاسخ میدادند، دانشمندان کاری هوشمندانه انجام دادند. آنها سرعت پاسخ دادن افراد به هر سؤال و رفتن به سؤال بعدی را اندازهگیری کردند. این کار به مدت 6 تا 8 هفته ادامه پیدا کرد و در پایان، دادههای زیادی را در اختیار پژوهشگران قرار داد. آنها توانستند بررسی کنند که خلقوخوی هر شرکتکننده، چه ارتباطی با سرعت پاسخ دادن آنها داشته است. اگر فرد احساس خوبی داشته باشد، مغزش هم سریعتر کار میکند؟ یا برعکس، اگر فردی با سرعت کمتری پاسخ میدهد، خلقوخوی پایینتر و افسردهتری را در ساعتهای بعدی تجربه خواهد کرد؟ این ارتباط چطور است؟
نتیجهگیری پژوهشگران این بود که وقتی ما احساسات منفی مثل نگرانی، اضطراب یا غم را تجربه میکنیم، سرعت پردازشمان کاهش زیادی پیدا میکند و کند میشویم. همچنین وقتی احساسات بهتر و مثبتتری داشته باشیم، سرعتمان بیشتر میشود. این تغییرات، حتی میتوانند در یک روز و بعد چند ساعت هم در افراد دیده شوند.
مه مغزی: وقتی دنیا کدر و مبهم به نظر میرسد
شاید شنیده باشید که افراد مضطرب یا افسرده، چیزی به نام "مه مغزی" را تجربه میکنند. این افراد معمولاً میگویند که گاهی احساس گم شدن در دنیای ذهنی خودشان را دارند، بدون کار زیاد حس میکنند مغزشان خستگی زیادی دارد و جهان اطراف دور و غیرواقعی به نظر میرسد، انگار از پشت شیشه مات به آن نگاه میکنند.
بخش بزرگی از این مه مغزی، در واقع همان کاهش سرعت پردازش اطلاعات در مغزمان است. افسردگی، اضطراب مدام و همیشگی و حتی فرسودگی شغلی، میتوانند از دلایل به وجود آمدن آن باشند. در این شرایط مغز مجبور میشود بخش بزرگی از منابع محدودش را برای مدیریت احساسات منفی، افکار تکراری و تنشهای درونی خرج کند. در نتیجه، برای کارهای روزمره و به ظاهر ساده مثل دنبال کردن حرفهای دیگران، برنامهریزی کارهای کوچک، یا حتی انتخاب یک گزینه پیش پا افتاده انرژی و سرعت کافی باقی نمیماند.
چه چیزهای دیگری را میتوانیم تغییر دهیم؟ خواب!
تا اینجا متوجه شدیم که مدیریت احساسات منفی، احتمالاً میتواند تا حد زیادی از ما در برابر کند شدن و مه مغزی محافظت کند. اما این همیشه برای ما آسان نیست. گاهی در شرایطی هستیم که مدیریت احساسات و دور کردن چیزهایی مانند اضطراب و نگرانی، خودش انرژی زیادی از ما میگیرد. یکی از مواردی که شاید برایمان راحتتر باشد، مدیریت خواب است. کمبود خواب ارتباط زیادی با مه مغزی و کاهش سرعت پردازش دارد و از طرفی، خودش از دلایل افزایش سطح استرس و اضطراب است. اما خواب به اندازه و با کیفیت، هم میتواند به کاهش احساسات منفی کمک کند و باعث شود خلقوخوی بهتری داشته باشیم، هم منابع ذهنی ما را بازیابی میکند و برای فعالیت دوباره به ما انرژی میدهد.
در نهایت اینکه آهستهتر شدن سرعت پردازش، میتواند نشاندهنده احوالات درونی ما باشد. این آهستگی گاهی نه به دلیل کاهش هوش یا توانایی کلی ذهنمان، بلکه به خاطر چیزهای سادهتری مثل کمبود خواب یا حسهای بدمان است و میتوانیم با تغییر و مدیریت این موارد، مغزمان را به حالت اولیهاش برگردانیم.
سوسن سلطانی
روانشناس شناختی


